امروز پراز دستهاییم که نای هیچ کلمه ای را ندارند
پر از بادبادکهای بی دستاویز
پرازبادهایی که همیشه ناگاه میوزند
من بادمیشوم
باتمام کلمه های روی تنم
امادور،دورمیشوم از نگاهت...
سلام عزیزم!!مبارک باشه.. هم 89 و هم وب قشنگت!
اح حس یک خانه قدیمی در بین این همه ساختمان جدید...حس آخرین دندان در دهان یک پیرمرد...حس قطره ای که از ابری رها می شود....حس واژ ای بیگانه که در هوا رها می شود و بعد محو می شود...حس یک زبان مرده که کسی در پی کشفش نیست...
ارسال یک نظر
۳ نظر:
سلام عزیزم!!
مبارک باشه.. هم 89 و هم وب قشنگت!
اح حس یک خانه قدیمی در بین این همه ساختمان جدید...حس آخرین دندان در دهان یک پیرمرد...حس قطره ای که از ابری رها می شود....
حس واژ ای بیگانه که در هوا رها می شود و بعد محو می شود...حس یک زبان مرده که کسی در پی کشفش نیست...
ارسال یک نظر