آفتاب است
ومن،دلخوش به سایه ای که در قایم باشک به دادم میرسد
اما وقتی برف میبارد
نه آفتابی دارم
ونه سایه ای
دیگر با که بازی کنم؟
از که پنهان شوم؟
ناچارم یخ بزنم
وآرام
بی سایه
از روی درختهای نارنج سر بخورم...
ومن،دلخوش به سایه ای که در قایم باشک به دادم میرسد
اما وقتی برف میبارد
نه آفتابی دارم
ونه سایه ای
دیگر با که بازی کنم؟
از که پنهان شوم؟
ناچارم یخ بزنم
وآرام
بی سایه
از روی درختهای نارنج سر بخورم...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر