مثل کلافی بازمیشوم،درمیروم ازهرچه قلاب ودستهایی که مرا به زور نزدیک میکنند به چیزهایی که دورم ازشان ونباید باشنددر نزدیکیم..
میچرخیدی
درست مثل فرفره
بارنگهای همیشگی ات
تنها
روی زمین،
میان بادها
چرخها
سرگردان
کوزهءکوچک آبی ام!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر